دخترگلم دخترگلم ، تا این لحظه: 10 سال و 29 روز سن داره
تاریخ ازدواجمونتاریخ ازدواجمون، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
تاریخ عقدمونتاریخ عقدمون، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

درسا مرسل پور

(95/06/06)

  خدایا ، به فرشتگانت بسپار که در لحظه لحظه نیایش خویش فرزند مرا از یاد نبرند . . .   ...
6 شهريور 1395

(95/06/06)

عزیزترینم,دخترم من مادرت هستم... من با عشق, با اختیار, با اگاهی تمام پذیرفته ام که مادرت باشم  تا بدانم خالقم چگونه مخلوقش را دوست میدارد هدایت میکند و در برابر خواسته های تمام نشدنی اش لبخند میزند و در اغوشش میگیرد, من یک مادرم هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد...  من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بی خوابی های شبانه را تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت همه حجم سکوتی,که گاه از خودگذشتگی نامیده میشود...  تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه ات می تواند معجزه زندگی دوباره ام باشد... من نه بهشت می خواهم نه اسمان و نه زمین ...  بهشت من زمین من و زندگیم نفس های...
6 شهريور 1395

(1395/06/04)

درسای مامان سلام امیدوارم هر لحظه که میگذره خوب باشی این روزا خیلی دلتنگتیم من و بابا برای اومدنت لحظه ها رو میشماریم امروز پسر خاله ماندانا دوست صمیمی من پسرش دنیا اومد اسمش بهبد هست خیلی ناز و بانمکه ، خدا را شکر حال هر دوشونم خوبه  به امید روزی که منم زایمان کنم و به سلامتی تو رو دنیا بیارم . ...
5 شهريور 1395

(95/05/31) چیدمان ...

درسای گلم سلام دیروز با زن دایی و بابا اتاق قشنگت رو چیدیم ، خیلی خسته شدیم ولی در عوضش خیلی لذت بردیم همه چیز رو سر جاش گذاشتیم فقط تو نبودی که انشاله به زودی زود تو هم به سلامتی میایی پیشمون و با بودنت خوشبختیمون رو دو چندان میکنی .     ...
30 مرداد 1395

(95/5/25)

دخمل نازم سلام ببخشید اگر دیر به دیر پیام میزارم این روزها حسابی دنبال خونه میگردیم تا بتونیم قبل زایمان جابجا شیم ولی اینو بدون همیشه تو فکرت هستم ، دیشب رفتم برات گهواره و اسباب بازی و کلاه و آغوش خریدم الان تو هفته 34 بارداری هستم این روزا نمیتونم زیاد راه برم زیر شکمم درد میگیره امیدوارم هر چه زودتر ماه نه رو پشت سر بزارم و هر چی زودتر ببینمت ، همه بی صبرانه منتظر دیدارتن عشقمممم .   دوستدارت ماما   ...
25 مرداد 1395